دوره 13، شماره 2 - ( تابستان 1397 )                   جلد 13 شماره 2 صفحات 101-113 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


استادیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه محقق اردبیلی. اردبیل، ، araz_sadri@yahoo.com
چکیده:   (418 مشاهده)
مقدمه: تفکر انتقادی مجموعه‌ای از نگرش‌ها و عادات ذهنی است که موجب توسعه توانایی پژوهش، حل مسئله، خود راهبری، تصمیم‌گیری و یادگیری مادام‌العمر در دانشجویان می‌شود. پژوهش حاضر باهدف پیش‌بینی گرایش به تفکر انتقادی و یادگیری خودگردان بر اساس باورهای معرفت‌شناختی در دانشجویان دندانپزشکی انجام گرفت.
روش بررسی: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه¬ی دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی (221 نفر) در سال تحصیلی 1397-1396 تشکیل می‌دادند که از میان آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه¬ای تعداد 150 دانشجو (62 پسر و 88 دختر) به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه 63 سئوالی باورهای معرفت‌شناختی شومر (1998)، پرسشنامه 22 سئوالی راهبردهای یادگیری پینتریچ و دی گروت (1990) و مقیاس 75 سئوالی گرایش به تفکر انتقادی بدری (1386) استفاده شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده¬ها از ضریب همبستگی پیرسون و ¬تحلیل رگرسیون استفاده شد.
نتایج: یافته‌ها نشان داد بین باور¬های معرفت‌شناختی و گرایش به تفکر انتقادی و بین یادگیری خودگردان و مؤلفه‌های آن با تفکر انتقادی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که مؤلفه‌های باورهای معرفت‌شناختی 41 درصد و یادگیری خودگردان 45 درصد قدرت پیش‌بینی را دارد.
نتیجه گیری: درنتیجه می¬توان گفت یادگیری خودگردان و باورهای معرفت‌شناختی از عوامل تأثیرگذار و مرتبط با گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان هستند.
کلید واژه ها: یادگیری خودگردان، باورهای معرفت‌شناختی، گرایش به تفکر انتقادی
 
متن کامل [PDF 883 kb]   (149 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: روانشناسي
دریافت: ۱۳۹۶/۱۰/۱۶ | پذیرش: ۱۳۹۷/۱/۲۲ | انتشار: ۱۳۹۷/۵/۲۴